نام: غزل تاجبخش

تاریخ تولد: بیست و هفتم شهریور ماه 1321
محل تولد :  بروجرد
......................................
دوران كودكی را در روستای مامون (بر وزن هامون) در مسیر راه آهن جنوب به تهران و نزدیكترین نقطه به ایستگاه ازنا گذراند و تحصیلات ابتدایی خود را تا كلاس چهارم در همان روستا سپری كرد. پس از آن در قم سكنی گزید و دوره متوسطه را تا كلاس نهم (معادل اول دبیرستان فعلی) ادامه داد و سپس ازدواج كرد.
تاجبخش در حین زندگی مشترك، تحصیلات خود را ادامه داد و دیپلم گرفت.
وی در سال 1346 ضمن سكونت در تهران، به دانشكده مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران راه یافت و در سال 1350، به دریافت مدرك كارشناسی مدیریت بازرگانی نائل آمد. سپس دوره‌های كوتاه مدت روزنامه‌نگاری، جلب سیاحان و روابط عمومی مطبوعات را گذراند و مجدداً به دانشگاه رفت. اما به علت انقلاب فرهنگی و بسته شدن دانشگاه‌ها، نتوانست به تحصیل خود در دانشكده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی ادامه دهد.
تاجبخش سپس به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به تدریس دروس ادبیات در دبیرستان مشغول شد. وی از مهر ماه 1360 با كمك همسرش و حمید عاملی (از گویندگان با سابقه رادیو) انجمن ادبی غزل را تشكیل داد و در حال حاضر نیز مسئولیت آن انجمن را به عهده دارد. وی در همه‌ی غالب‌های شعری، اعم از كلاسیك، نیمایی و سپید طبع‌آزمایی كرده و به غیر از شعر به نوشتن خاطره و رمان و زندگی‌نامه نیز علاقه‌مند است.
......................................
آثار منتشر شده :

1- خانه ی ام ابیها، یاد نامه و سفرنامه ی حج،نشر ساکوپیران،1358
2- دلخواسته ها، دلخاسته ها، مجموعه شعر، نشر ساکوپیران،1358
3- آدمکها، رمان، نشر سمور، 1359
4- دوست نادیده، یک داستان بلند، نشر سمور، 1359
5- بر بال های پرواز، رمان، نشر توسن ،1370
6- قلم ها و سایه ها، زندگی حضرت زهرا(س)، انتشارات اسلامی زنان،1372
7- مامون، غزل باران های سنگی،مجموعه غزل، نشر چی چی کا، بندرعباس، 1378
8- شبدرهای چهارپر، مجموعه شعر سپید و نیمایی، نشر چی چی کا، بندرعباس، 1378
9- زن، شعر و اندیشه (تحقیق ادبی)، نشر روشنگران، 1378
10-آزادی در قلمرو سبز فنچ های سپید، یک داستان بلند، نشر زهد، 1379
......................................
با تمام عشق سلام بگویم
تمام دانایی ها
تمام دارایی ها
و تمام زیبایی های نهفته ی حوایی
در سرزمین دل من
گیاه نورسته ایست
در انتظار لبخند خورشیدی تو.

بخواه تا ببالم
بخند تا برویم
و با تمام عشق
به تمام لحظه هایم سلام بگویم.


می نوشتم عشق
می‌نوشتم عشق دستم بوی شبنم می‌گرفت
آهِ حوای درون دامان آدم می‌گرفت
می‌نوشتم شعر یک توده شقایق بود و آه
آشنا دستی ز دست باد ، مریم می‌گرفت
می‌نوشتم شاعری سر در گریبان غروب
یادگاری می‌نویسد، عشق ماتم می‌گرفت
می‌رسیدم تا لب دریا نگاهم بود و موج
انتشار آبی امواج را غم می‌گرفت
می‌گذشتم از گلاب کوچه‌ی اردیبهشت
بوی گل‌های اشارت در پناهم می‌گرفت
با تو می‌گفتم فقط از ابرها، آئینه‌ها
یک قلم، یک دفتر بی‌نام عالم می‌گرفت
می‌کشیدم نقش باران روی پلک داغ باغ
می‌سرودم یک غزل باران دمادم می‌گرفت





« آگهی ها »
پرشیا تاون
جامعه مجازی ایرانیان خارج از کشور - دایرکتوری مشاغل، اخبار ایرانیان، وبلاگهای ایرانیان هر کشور و ...
خدمات تحصیلی میر
خدمات تحصیلی - پذیرش دانشجویی و اطلاعات مفید برای دانشجویان ایرانی در مالزی
ناز ایران
وبگاه سرگرمی - کلیپ روز، آهنگ و ترانه های ایرانی، لطیفه، طالع بینی و غیره
NazIran.com
موزیک ویدیو های فارسی
ایرانیکا
دایره المعارف جامع تاریخ و فرهنگ ایرانی