نام: ر. اعتمادی

تاریخ تولد : بهمن ماه 1312
محل تولد : لار - استان فارس
.......................................
در کودکی انشاهای خوبی می‌نوشت، ولی اصلا با عالم نویسندگی آشنا نبود . رمان نمی دانست یعنی چه  ، مجموع کتاب‌هایی که در شهر لار بود شاید به 30 تا نمی‌رسید. جوهری و عبد الفلان و از این نوشته‌های قدیمی. این مربوط به سال‌های 1317تا 20 بود. 
او عاشق کتاب بود و همه آن کتاب‌های قدیمی را تا 4 ابتدایی خوانده بود.
 
در کلاس 6 ابتدایی انشایی نوشت . معلم خوشش آمد و انشا را از او گرفت. دو ماهی گذشت که کتابی به او دادند و گفتند از تهران برای تو جایزه فرستاده‌اند. کتاب انشایی بود که نویسنده‌اش را به خاطر دارد. از آقایی بود به نام " سلیم نیساری " ، نفهمید چرا همچو کتابی به او داده‌اند.
13 ساله بود که با خانواده به تهران رفت . در خیابان ناصر خسرو، بازارچه مروی می‌نشستند.
وقتی آمد تهران با رمان آشنا شد و تا کلاس سوم تقریبا رمان معروفی نبود که نخوانده باشد. 
پدرش او را گذاشت دبیرستان مروی ، معلمی داشتند به نام آقای حیدریان که مرد بسیار با سوادی بود و بعد شد استاد دانشگاه آکسفورد. او متوجه استعداد او در نوشتن شد و شروع کرد به تشویق و حمایت و هدایت او . 
سوم دبیرستان که بود روزنامه دیواری می‌داد و در انجمن‌های ادبی سخنرانی می‌کرد.
فقط روزی 5 ریال (پنزار) پول تو جیبی داشت که نمی توانست با آن کتاب بخرد ، به هر ترتیب که بود رفت و عضو کتابخانه ملی شد. آنجا کتاب‌های معروف را خواند.

 

اولین داستان بلند او در سال 1342 با نام " تویست داغم کن " منتشر شد. ظرف یک هفته 5 هزار نسخه از آن فروش رفت. تمام جوان‌ها خریدند.

در موسسه اطلاعات به عنوان خبرنگار استخدام شد. بخت با وی یار بودکه شغلی مناسب با استعدادمش پیدا کرد. 

در دوره سردبیری مجله جوانان که از سال 45 شروع شد او رمان هایش را ابتدا پاورقی چاپ می‌کرد و بعد کتاب می‌شد. البته اولین داستان کوتاهش به نام " گور پریا " را به سردبیرش آقای سعیدوزیری داد. در کمال ناباوری اطلاع پیدا کردکه برای چاپ در وسط اطلاعات هفتگی به چاپخانه رفته است. سرنوشت او در رمان نویسی را همین گور پریا رقم زد. 

زمانی که خبرنگار ویژه اطلاعات هفتگی بود به " ر.اعتمادی " مشهور شد.

زمانی که در در دانشکده علوم اجتماعی درس می‌خواند ، حدود 7 تا داستان کوتاه نوشت که ابتدا در مجله اطلاعات هفتگی چاپ شد و بعدا با نام " دختر خوشگل دانشکده من " به انتشار رسید. 

بعد از " تویست داغم کن " که سرگذشت خودش بود و گروهی که با هم بودند ، او اولین رمانش را به نام " ساکن محله غم " نوشت که این کتاب زمان پهلوی‌ها در سال 1343 توقیف شد.
وی در آن کتاب به تمام شاخص‌های جامعه حمله کرده بود و در این کتاب زندگی زنان محله شهر نو را هدف گرفته بود .
برای نوشتن " ساکن محله غم " 2 ماه شب‌ها می‌رفت به شهر نو. لباس ژنده می‌پوشید و با چاقو‌کش‌ها و لات‌ها و عربده کش‌های شهر نو زندگی می‌کرد. آنها هم او را پذیرفته بودند. هدفش این بود که از زندگی در آنجا به طور عینی ایده بگیرد.به همین جهت این کتاب فوق العاده سر و صدا کرد.
.......................................
مجموعا تا امروز حدود 28 کتاب از " مخلص " به چاپ رسیده که هشت تای آخری و دو کتاب " تویست " و " ساکن محله غم "  پاورقی نبوده‌اند.  
از سال 59 تا 77 وی تنها نویسنده ممنوع‌القلم ایران بود.

ر. اعتمادی 3 نسل مخاطب دارد. یک نسل که 60سال دارد ، اینها خواننده‌های تویست، ساکن و... هستند. نسلی هم بین 40 تا 45 سال دارند ، اینها رمان‌های او  را در مجله جوانان خوانده‌اند. نسل سوم 17 تا 22 ساله‌اند و رمان‌های 11-10 سال اخیرش را خوانده‌اند.



منبع : روزنامه هموطن سلام





« آگهی ها »
پرشیا تاون
جامعه مجازی ایرانیان خارج از کشور - دایرکتوری مشاغل، اخبار ایرانیان، وبلاگهای ایرانیان هر کشور و ...
خدمات تحصیلی میر
خدمات تحصیلی - پذیرش دانشجویی و اطلاعات مفید برای دانشجویان ایرانی در مالزی
ناز ایران
وبگاه سرگرمی - کلیپ روز، آهنگ و ترانه های ایرانی، لطیفه، طالع بینی و غیره
NazIran.com
موزیک ویدیو های فارسی
ایرانیکا
دایره المعارف جامع تاریخ و فرهنگ ایرانی