نام: گزارش پشت صحنه فیلم بی پولی
گزارش پشت صحنه فیلم بی پولی
پنج سال از ساخت  " بوتیك " اولین تجربه كارگردانی حمید نعمت‌الله می‌گذرد و او این روزها مشغول فیلمبرداری دومین فیلم بلند سینمایی‌اش است. تا به حالا بیش از 80 درصد از سكانس‌های فیلم جلوی دوربین علیرضا زرین‌دست رفته است و گروه تولید، مشغول فیلمبرداری سكانس‌های داخلی باقیمانده هستند. سكانس‌های خارجی پیش از شروع فصل گرما فیلمبرداری شد و نعمت‌الله به همراه بازیگرانش روزهای پایانی فیلمبرداری را می‌گذرانند. داستان  " بی‌پولی " درباره زندگی زوج جوانی است كه دچار مشكلات اقتصادی و بی‌پولی می‌شوند و به دنبال راهی برای تغییر وضعیت زندگی خود هستند، آنان راه‌های مختلفی را برای رسیدن به پول بیشتر تجربه می‌كنند. بهرام رادان و لیلا حاتمی نقش این زوج را بازی می‌كنند و سایر بازیگران از جمله افسانه بایگان ،حبیب رضایی، امیر جعفری، سیامك انصاری، بابك حمیدیان، فرهاد شریفی و... هر یك نقشی كوتاه و فرعی را برعهده دارند. 


كار در لوكیشن قدیمی و باستانی

كار در لوكیشن قدیمی و باستانی " بی‌پولی " فیلم پرلوكیشنی است و تعداد لوكیشن‌ها در گرمای تابستان كار را برای گروه تولید سخت‌تر می‌كند. یكی از این لوكیشن‌ها، طبقه‌ای از ساختمان قدیمی و فرسوده‌ای است كه از آن در فیلمنامه به عنوان " شركت متاهلان " نام برده شده؛ طبقه هفتم ساختمانی كه چند سال دیگر می‌توان آن را جزء آثار باستانی به حساب آورد. درهای چوبی قهوه‌ای رنگ همراه با شیشه‌های مات، دو اتاق این شركت را از هم جدا كرده است. این طبقه دو واحد دارد كه هر دوی آنها در اختیار گروه قرار گرفته است. در طبقات دیگر این ساختمان كلاس‌های آموزش نقاشی و گرافیك برگزار می‌شود كه هنرجویان آن هر ازگاهی از سر كنجكاوی با آسانسور به طبقه هفتم می‌آمدند و در حالی كه زیرزیركی نگاهی به گروه و بازیگران می‌انداختند بقیه طبقات را پیاده می‌رفتند. فضای داخلی شركت هم با اینكه توسط گروه، بازسازی و رنگ‌آمیزی شده بود اما شرایط بهتری از دیگر بخش‌های این ساختمان قدیمی نداشت. سه میز چوبی زهوار دررفته در دو اتاق شركت متاهلان قرار داشت كه روی یكی از آنها چند قوطی كرم، عطر و مقداری لوازم آرایشی چیده شده بود. روی زمین فرش كهنه رنگا‌رنگ انداخته بودند كه روی آن وسایل آرایش قرار داشت. این شركت در فیلمنامه متعلق به یكی از دوستان ایرج (بهرام رادان) شخصیت اصلی فیلم است كه مدتی قبل از آن به خرید و فروش لوازم آرایشی می‌پرداخته و حالا تبدیل به محلی برای گذران اوقات بیكاری آنان شده است. ایرج به همراه دوستانش برای اینكه از غرغر همسرانشان در امان بمانند، صبح‌ها از خانه بیرون می‌آیند و چون جایی برای رفتن ندارند در شركت دور هم جمع می‌شوند. گوشه‌ای از اتاق تخت فلزی قدیمی‌ای هست كه هم بیكاران شركت متاهلان روی آن استراحت می‌كنند و هم اعضای گروه تولید برای مدت كوتاهی هم كه شده روی آن دراز می‌كشند تا خستگی به‌دركنند. یخچال سفید كوچكی كه به نظر می رسد متعلق به دهه 30 یا 40 است در گوشه‌ای از اتاق قرار داده شده و پنكه كوچكی كه مشابهش را در فیلم‌های كیمیایی دیده‌ایم روی صندلی گذاشته‌اند تا گرمای هوا را كمتر كند، به قول یكی از اعضای گروه، پنكه باشخصیتی است و هویت دارد. با اینكه سالیان درازی از عمر این پنكه می‌گذرد اما به تنهایی می‌تواند یكی از اتاق‌های شركت را خنك كند هرچند که اسحاق خانزادی صدابردار فیلم دل خوشی از آن ندارد چون موقع گرفتن پلان بی‌صدا و خاموش شدن آن مدتی طول می كشد و او نمی تواند كار خود را سریع شروع كند.
سقف شركت با پارچه‌های سفید و پروژكتورهای ریز و درشت پوشیده شده. پارچه‌ها تا جلوی دریچه كولر كشیده شده‌اند و مانع از خنك شدن هوا می‌شوند. زمانی كه پنكه فسقلی خاموش می‌شود گرمای هوا همراه با حرارت پروژكتورها، اتاق‌های شركت را تبدیل به سونای خشك می‌كنند و عرق همه درمی‌آید و صورت‌ها رنگ لبو می‌شود. عرق از سر و روی سیامك انصاری چكه می‌كند. سرخی صورتش به خوبی نشان‌دهنده وضعیت آب و هوایی شركت است كه احتمالا به خوبی در فیلم هم نشان داده می‌شود. وقتی " بی‌پولی " را روی پرده سینما دیدید از سرخی صورت انصاری تعجب نكنید، گرمای تابستان امسال را به یاد بیاورید، دلیل این رنگ و رو را می‌فهمید. اعضای گروه تداركات مرتب آب خنك، شربت آبلیمو و گاهی هم چای به هم تعارف می‌كنند تا تحمل آن شرایط آسان‌تر شود. در فاصله دو پلان زرین‌دست پشت یكی از همان میزهای رنگ و رو رفته می‌نشیند و با نعمت‌الله صحبت می‌كند. هر دوی آنها از روند كار در این لوكیشن خیلی راضی هستند. زرین‌دست می‌گوید: " انتظار نداشتم كه به این سرعت كار در این شركت انجام شود. " به نظر او سخت‌ترین سكانس‌های فیلم مربوط به این لوكیشن است و به دلیل سخت‌تر بودن كارش، تصور می‌كند فیلمبرداری این سكانس‌ها بیشتر طول بكشد. نعمت‌الله هم می‌گوید: این سكانس‌ها قلب فیلم است و اگر آنطور كه می‌خواست درنمی‌آمد، همه‌چیز خراب می‌شد. آن دو منتظر آماده شدن صحنه هستند تا سكانس جدیدی را شروع كنند. اعضای گروه فیلمبرداری ریل تراولینگ را وسط اتاق می‌گذارند؛ دوربین را نصب می‌كنند و پروژكتورها آماده می‌شوند. 

ضبط پربازیگرترین پلان‌ها
سكانس‌هایی كه در این شركت جلوی دوربین می‌روند، پربازیگرترین پلان‌ها را دارند و به گفته رضا بختیاری دستیار نعمت‌الله هر روز هفت، هشت نفر از بازیگرها آفیش می‌شوند. اتاق نسبتا كوچك است و زرین‌دست در حالی كه دوربینش را در حدفاصل دو اتاق و چارچوب در قرار می‌دهد، پشت آن می‌ایستد. دستیار خانزادی مجبور می‌شود برای اینكه جایی برای ایستادن پیدا كند، لنگه در را از چارچوب دربیاورد و كنار چارچوب بایستد. حبیب رضایی، امیر جعفری، سیامك انصاری، بابك حمیدیان و فرهاد شریفی در این پلان بازی می‌كنند. شریفی پشت یكی از همان میزهای باستانی می‌نشیند. امیر جعفری به یكی از درهای قدیمی تكیه می‌دهد، سیامك انصاری روی صندلی كنار جعفری می‌نشیند و حبیب رضایی در حالی كه دست‌های خیسش را تكان می‌دهد، از دستشویی بیرون می‌آ‌ید و به طرف اتاقی كه رادان در آن خوابیده می‌رود. آنها چندبار دیالوگ‌هایشان را تمرین می كنند. انصاری و جعفری در میانه دیالوگ گفتن، شوخی و خنده را هم چاشنی كار می‌كنند و
هر ازگاهی سر و صدای خنده آنان بلند می‌شود. نعمت‌الله از آنان می خواهد، از ابتدا دیالوگ‌هایشان را تمرین كنند، یكی دو بار این پلان تمرین می‌شود و بعد زرین‌دست پشت دوربین قرار می‌گیرد. جعفری شروع می‌كند: " عسلویه گرمه‌ها، گرم. " انصاری: " آتیش می‌باره ". رضایی در حالی كه از دستشویی بیرون می‌آید: " جهنم مال اول صبحشه اما پول ریخته‌ها، پول. یكی باید جمع كنه. " دستیار صدابردار تلاش می‌كند، بوم را جایی قرار دهد كه در كادر قرار نگیرد. او در ابتدای پلان بوم را روی هوا نگه می‌دارد اما وقتی نوبت به شریفی می‌رسد باید بوم اینقدر را پشت میز و پایین پای او بگیرد، دوباره جعفری دیالوگ می‌گوید و او در حركتی كه بی‌شباهت به حركات ژانگولر نیست روی چهارپایه‌ای می‌پرد تا دوبار، بوم را بدون اینكه در كادر باشد بالای سر جعفری بگیرد. بار اول پایش از روی چهارپایه لیز می‌خورد و از آن پایین می‌افتد و خانزادی كات می‌دهد. یكی دیگر از اعضای گروه چهارپایه را محكم نگه می‌دارد روی زمین می‌نشیند تا داخل كادر هم نباشد. دوباره ضبط شروع می‌شود. مدت این پلان نزدیك دو دقیقه و طولانی است و همین، كار همه را سخت‌تر می‌كند. " صدا، رفت، دوربین، آماده‌اس، همه ساكت، ضبط می‌شه. "
رضایی به سمت اتاق ایرج (رادان) می‌رود. حمیدیان به سرعت به او نزدیك می شود. او نقش یك لال را بازی می‌كند كه به زبان اشاره صحبت می‌كند. حمیدیان اجازه نمی‌دهد رضایی به اتاق ایرج برود چون او در حال استراحت است و حمیدیان هم مراقب است كسی مزاحم ایرج نشود. " رضایی به او می‌گوید: " ببین من رفتم بانك، دیدم یارو نه‌تنها چك رو اجرا گذاشته بلكه گفته دلم براش تنگ شده، می‌خواد ببیندش اگه منو ببینه خوشحال می‌شه. "
حرف‌های حمیدیان را فقط انصاری متوجه می‌شود و برای رضایی ترجمه می‌كند. رضایی: " چرا اینقدر می‌خوابه، معتاد نشده باشه؟ " شریفی: " نه بابا متخصص گل یا پوچه، می‌ره دنبال كار اما جور نمی‌شه. " جعفری: " آنقدر جون‌دوسته كه سمت این چیزا نمی‌ره. " این پلان سه، چهار بار تكرار می‌شود. حمیدیان باید در حالی كه به رضایی نزدیك می‌شود با شیشه عطری كه در دست خود دارد به خودش و اطراف عطر بزند. نعمت‌الله با او چندبار تمرین كرد، نقطه شروع حركت او را تنظیم می‌كند. بوی عطر تند در فضا پخش می شود. جعفری می‌گوید: " آقا تورو خدا از این عطر نزن، آدم خفه می‌شه. " 

مهم اینه كه اتفاق بدی نیفته
نعمت‌الله خیلی خوب حواسش به بازی‌هاست و به بازیگرانش در گفتن دیالوگ‌ها كمك می‌كند. او یكی دو خط از دیالوگ‌های این پلان را حذف می‌كند و پس از سه، چهار بار ضبط به پایان می‌رسد. كولر و پنكه كه هنگام ضبط خاموش بودند به سرعت روشن می‌شوند تا تنفس بیش از این سخت‌تر نشود. خانزادی می‌گوید دو ماه است كه ناچارند در این وضعیت كار كنند. او از نعمت‌الله می‌خواهد صداهای ضبط شده را چك كند، او قبل از اینكه به صداها گوش دهد، می‌گوید: " معلومه كه خوب شده " اما خانزادی اصرار می‌كند و نعمت‌الله پس از شنیدن صداها رضایت خود را اعلام می‌كند. كارگردان " بی‌پولی " به زرین‌دست و خانزادی اطمینان دارد و با زرین‌دست بر سر ضبط پلان‌ها مشورت می‌كند. نعمت‌الله سرحال‌تر از همیشه است و همین مساله نشان از این دارد كه از كار راضی و به نتیجه فیلمش امیدوار است. او می‌گوید: " تقریبا هیچ فیلمی آن‌طور كه آدم می‌خواهد، پیش نمی‌رود. بخشی از این موضوع كاملا طبیعی است. یعنی خود به خود آن چیزی كه در ذهن كارگردان ساخته شده با هر بازیگر، لوكیشن، لباس و... تغییر می‌كند اما مهم این است كه اتفاق بدی نیفتد و نتیجه كار بد نشود. این فیلم با شرایط و امكانات موجود با آنچه در ذهن من بود، تفاوت دارد اما نتیجه كار تا به حال خوب بوده و كاملا راضی هستم. كارگردانی شبیه سوال‌های چهار جوابی است. آدم مدام فكر می‌كند، این نما را بسته بگیرد یا باز، زاویه‌ دوربین این‌طور باشد یا نباشد، بازیگر این كار را انجام دهد یا نكند. این سوالات در ذهن من هست و اینها جزء احوالات طبیعی كارگردانی است اما خوشبختانه مشكلی در طول كار نداشتم و همه‌چیز مطابق میلم‌ پیش رفت. "
گروه فیلمبرداری مشغول نصب تراولینگ و سه‌پایه و دوربین‌ برای ضبط ادامه این سكانس می‌شوند. ادامه این سكانس از جایی شروع می‌شود كه رضایی به همراه حمیدیان پشت در اتاق رادان می‌ایستد و رضایی وارد اتاق می‌شود. رادان روی یكی از همان میزهای رنگ و رورفته در حالی‌كه بالش زیر سرش گذاشته و ملحفه‌ای روی خود كشیده، خوابیده است. ملحفه رنگارنگ است و نعمت‌الله از یكی از اعضای گروه می‌خواهد آن را عوض كرده و ملحفه‌ سفیدی بیاورد. نعمت‌الله از حمیدیان و رضایی می‌خواهد یك بار دیگر دیالوگ‌‌هایشان را بگویند. زرین‌دست از هر كدام از آنها می‌خواهد كمی جای خود را تغییر داده و نزدیك به هم بایستند. از ابتدا قرار بود باقیمانده این سكانس در یكی دو نما ضبط شود اما با صلاحدید نعمت‌الله و زرین‌دست به چند پلان كوتاه و نمای متفاوت تبدیل می‌شود. بعد از دو برداشت این پلان ضبط می‌شود. حالا باید رضایی وارد اتاق شود، به سمت رادان برود و او را از خواب بیدار كند. یكی، دو بار با حضور نعمت‌الله این پلان تمرین می‌شود و بعد صدا، دوربین، حركت. رضایی: ایرج، ایرج، خوابیدی؟ بیدار شو. ایرج كم‌كم چشم‌هایش را باز می‌كند و با دیدن رضایی با سرعت به سر او ضربه‌ای می‌زند رضایی از اتاق فرار كرده و در را پشت سرش قفل می‌كند. نعمت‌الله از رادان می‌خواهد آرام چشم‌هایش را باز كند و بعد دست‌هایش را به سمت یقه رضایی ببرد و ضربه بزند. او می‌خواهد این حركت آرام‌تر انجام گیرد. خانزادی به رادان گوشزد می‌كند، مواظب میكروفن كه به لباس حبیب رضایی وصل شده، باشد و به آن ضربه‌ای نزند. رضایی و رادان با هم تمرین می‌كنند و حین تمرین و بگو و مگو خنده‌شان می‌گیرد و سروصدای آنان دیگران را هم به خنده وامی‌دارد. یك‌بار دیگر این صحنه ضبط می‌شود. نعمت‌الله از زرین‌دست می‌پرسد: " خوب بود؟ " زرین‌دست می‌گوید: " عالی، اما یك‌بار دیگر بگیریم. " نعمت‌الله در حالی كه حواسش به بازی بازیگران است، نیم‌نگاهی هم به مانیتوری‌ می‌كند كه به دوربین وصل است. او بر خلاف دیگر كارگردانان از مانیتور جداگانه استفاده نمی‌كند و همه‌چیز را در صحنه زیر نظر دارد. نعمت‌الله می‌گوید: " با مانیتوری كه به دوربین وصل است، صحنه‌ها را كنترل می‌كنم اما این مانیتور بی‌كیفیت است و جداكردن آن از دوربین مشكلاتی دارد. پیچش هرز شده و گاهی اوقات زاویه دید سخت می‌شود اما تا جایی كه ممكن باشد از مانیتور پلان را می‌بینم. بیشتر اوقات هم راش‌های ضبط شده را كنترل می‌كنم. " دوباره این پلان ضبط می‌شود. زرین‌دست جای دوربین را كمی تغییر می‌دهد. رضایی بیرون، پشت در و رادان داخل اتاق می‌ایستد. یكی از اعضای گروه روی زمین می‌نشیند طوری‌كه در كادر قرار نمی‌گیرد و در را فشار می‌دهد تا باز نشود.
تبادل قرارداد بیست از زیر در 

مسوول گریم مقداری رنگ قرمز كنار ابرو و روی دست رضایی می‌ریزد. ضبط این پلان شروع می‌شود. رادان: باز كن در رو.
رضایی: باز نمی‌كنم. زدن سرمو شكوندن. ببین داره خون میاد.
رادان: باز كن. كاریت ندارم.
نعمت‌الله كات می‌دهد. زرین‌دست از رضایی می‌خواهد، سرودستش را طوری بگیرد كه لكه‌های خون مشخص باشد. كارگردان هم از رضایی می‌خواهد دستش را مدت بیشتری پشت شیشه‌ در نگه دارد تا رادان لكه‌های خون را ببیند. با سه برداشت، نعمت‌الله رضایت خود را اعلام می‌كند. حالا دوربین به داخل اتاق می‌رود و همین صحنه از آن طرف در فیلمبرداری می‌شود.
رادان: وا كن بهت می‌گم.
رضایی: بابا امان بده. قرارداد بیست آوردم.
رادان: بیست بخوره تو سرت. درو واكن. چك باشه می‌آم بیرون خرد و خمیرت می‌كنم.
رضایی: نقده؛ به‌خدا نقده....
رادان: درو واكن مایه‌رو بده...
رضایی از پشت شیشه پاكتی را نشان رادان می‌دهد و از زیر در پاكت را به داخل اتاق می‌فرستد. دوباره این پلان از بیرون از اتاق گرفته می‌شود. دوربین روی تراولینگ جا می‌گیرد و رضایی و رادان دیالوگ‌هایشان را می‌گویند. زرین‌دست از رادان می‌خواهد سرش را در حالی‌كه به شیشه چسبانده، نزدیك سر رضایی بیاورد تا تصویرش واضح‌تر شود. دستیار صدابردار به سختی‌ بوم را نزدیك رادان نگه می‌دارد تا دیده نشود. خانزادی از رادان می‌خواهد كمی از شیشه فاصله بگیرد تا صدایش واضح شود. زرین‌دست نمایی هم از آمدن پاكت از زیر در به سمت رادان می‌گیرد. با آخرین برداشت این پلان و فرستادن پاكت از زیر در به سمت رادان فیلمبرداری‌ این سكانس به پایان می‌رسد، ساعت 30/6 بعدازظهر است و گروه از 10 صبح در این لوكیشن مشغول كار بوده‌اند. قطع برق كار آنان را دو ساعت عقب انداخته وگرنه فیلمبرداری زودتر به پایان می‌رسید. هوای گرم بعدازظهر تابستان با وجود كولر و پنكه باشخصیت كه به غیر از زمان فیلمبرداری با تمام توان كار می‌كردند، همه را از پای درآورده است. اعضای گروه از فردا در لوكیشن دیگری (بخوانید شركت دیگری) كه متعلق به یكی دیگر از متاهلان است، كار را ادامه می‌دهد. فیلمبرداری اواخر تیرماه به پایان می‌رسد. تدوینگر " بی‌پولی " هنوز مشخص نشده. نعمت‌الله یكی دو نفر را در نظر دارد كه با توافق با مصطفی شایسته (تهیه‌كننده) تدوین فیلم را به یكی از آنان خواهد سپرد. نعمت‌الله هم مانند شایسته تاكید دارد اولین اكران فیلم در جشنواره فجر ‌باشد. سیامك انصاری زودتر از بقیه خداحافظی می‌كند. امیر جعفری و بهرام رادان پس از او می‌روند. رضایی پس از اینكه گریم خود را پاك می‌كند از گروه جدا می‌شود. نعمت‌الله جای خنكی پیدا می‌كند و كنار علی علایی یكی از بازیگران می‌نشیند و پلان‌های برداشت شده امروز را دوباره مرور می‌كند. محمد شایسته مدیر تولید عكس‌هایی را كه با دوربین‌اش گرفته نگاه می‌كند. خستگی در چهره تمامی اعضای گروه به خوبی نمایان است اما همه آنها با انرژی و روحیه خوب كار می‌كنند. خستگی جسمی باعث نمی‌شود، چیزی از كار كم بگذارند. نعمت‌الله از سوژه فیلم خوشش آمده و فیلمنامه‌ای را كه به همراه هادی مقدم‌دوست نوشته دوست دارد. این تنها دلیل او برای ساخت ملودرامی اجتماعی با پس‌زمینه طنز و كمدی پس از ساخت اولین فیلمش، " بوتیك " است كه مضمونی تلخ داشت. او می‌گوید: " باید روحیه و انگیزه ساخت فیلم داشته باشم تا كارم را شروع كنم. در این مدت انگیزه‌ای برای ساخت فیلم نداشتم و ترجیح دادم از سینما فاصله بگیرم. شروع كار قبل از هر چیز به روحیه خودم برمی‌گردد. " او حالا انگیزه زیادی دارد و با انرژی به كار خود ادامه می‌دهد و آن‌طور كه معلوم است از نتیجه كار راضی و به اكران آن امیدوار است. با انرژی و موج مثبتی كه در گروه سازنده " بی‌پولی " وجود دارد این فیلم به احتمال بسیار زیاد یكی از بهترین فیلم‌های امسال خواهد بود و اگر مشكلی پیش نیاید و كارها به همین خوبی پیش رود، دومین فیلم نعمت‌الله یكی از برترین‌های جشنواره فجر امسال است 













منبع : کارگزاران




« آگهی ها »
پرشیا تاون
جامعه مجازی ایرانیان خارج از کشور - دایرکتوری مشاغل، اخبار ایرانیان، وبلاگهای ایرانیان هر کشور و ...
خدمات تحصیلی میر
خدمات تحصیلی - پذیرش دانشجویی و اطلاعات مفید برای دانشجویان ایرانی در مالزی
ناز ایران
وبگاه سرگرمی - کلیپ روز، آهنگ و ترانه های ایرانی، لطیفه، طالع بینی و غیره
NazIran.com
موزیک ویدیو های فارسی
ایرانیکا
دایره المعارف جامع تاریخ و فرهنگ ایرانی