نام: میرزا عباس خان شیدا به نام آن یگانه لایزال 
به تار زلف تو تار وجود خویش چو بستم 
به جز خیال تو هررشته که بود گسستم 
 مختصری پیرامون 
میرزا عباس خان شیدا
ادیب دانشمند و مدیر سابق انجمن دانشکده اصفهان
 چندی است پیرامون عباس خان شیدا مطالبی به رشته تحریر در می آید که موجب تعجب و شگفت نزدیکان او و دیگر آشنایان اش همچون : حسن شیدا ، دکتر سپنتا ، دکتر سیاسی و ... قرار گرفته است و باید اذعان داشت آن مطالب از جهت های مختلف به دور از واقعیت است. بدین لحاظ وسواس خاطر را کنار گذاشته و مطلب را با کاستی های فراوان منتشر میسازم.           محمود سیدهندی 

خداوندی را بنده و آفریننده ای را پرستنده ایم که گل از گل آورد و مهر از دل پرورد آن یک چمن آرای عالم نزهت و انبساط و این یک روح افزای جهان آفرینش و سرمایه نشاط ، اگر آن نبودی بوستان لطافت صنع را فر و شکوهی نبود و اگر این نبود سلسله ی نظام عالم ایجاد را پیوندی نه. 
جهان گر که بیگانه بودی زمهر     کجا مهر و مه میگشودند چهر

 تولد 
میزرا عباس شیدا به تاریخ 14 ذی الحجه سال 1299 در دهکرد (شهرکرد) تولد یافت. پدرش میرزا اسحاق دهکردی از دلسوختگان فرهنگ و ادب پارسی بود و چنان منزلتی در دستگاه بختیاریها داشت که از طرف آنان نایب الحکومه بود. 

تحصیلات شیدا 
میرزا عباس خان شیدا از همان اوان کودکی دروس مقدماتی را نزد پدر خویش فرا گرفت و مدتی هم در حوزه های علمیه شهرکرد به تحصیل پرداخت . او در سنین جوانی به فعایت در دستگاه رضا قلیخان بختیاری می پردازد ولی پس از مدتی کوتاه از این شغل کناره گیری می کند و برای تحصیل رهسپار اصفهان می شود. شیدا در حوزه های علمیه اصفهان علوم ریاضی ، منطق ، صرف و نحو ، حکمت ، فلسفه و منطق را نزد اساتیدی چون آقا شیخ مرتضی ریزی فرا می گیرد . 

خط شیدا و آثار باقیمانده از خوشنویسی او
 شیدا در خوشنویسی از محضر فتح اله خان جلالی استفاده کرده است و به گفته ی برخی از اهالی خطاطی و خوشنویسی از استاد هم پیشی گرفته است ، به هر تقدیر ؛ او خط نسخ و نستعلیق را با استادی بسیلر می نوشت و با سایر خطوط هم آشنایی کامل داشت . از آثار برجا مانده از خط وی میتوان به : نسخه خطی دیوان شیدا با حاشیه نویسی محمود شیدا ، فالنامه حافظ به همراه میناتور حاج مصورالدوله و تذهیب کمال الملک ، ماده تاریخ درگذشت بانو شوکت شیرازی و چندی دیگر اشاره کرد. 

شیوه شیدا 
مرحوم شیدا نثر ـ چنانکه در ابتدا خوانید ـ و نظم را با نهایت استادی میسرود ، نثر را بر شیوه متقدمین مسجع می نگاشت و در نظم بر اصول دوره بازگشت اصرار می ورزید. در مورد شیوه شیدا سخن بسیار است و مقاله جداگانه ای را می طلبد. 

انجمن ادبی دانشکده 
در سال 1292 شمسی انجمن دانشکده را با هدف اتحاد در بین شاعران و گویندگان تاسیس نمود و الحق هم هدف خویش را به زیبایی به انجام رسانید . استاد جلال همایی با اشاره به این هدف شیدا فرموده است :«اکثر بلند پایگان ادب اصفهان راه یافته میرزا عباس خان شیدا و انجمن او بوده اند». دانشکده اصفهان در حدود 14 سال بود و حاصل آن 12 شماره مجله دانشکده است که یادواره ای است از بزرگانی چون : شیدا ، شیوا ، سنا(استاد همایی) ، الفت ، عبدالحسین قدسی و ... که هرکدام از بلند پایگان و قلل رفیع نه تنها ادب اصفهان بلکه ایران به شمار می آیند. اولین مجله ی دانشکده به صورت چاپ سنگی در تاریخ 13 رجب 1343 قمری در مطبعه فرهنگ چاپ و منتشر می شود در صفحه نخست آن چنین آمده است : 
«مجله ایست اخلاقی ، ادبی ، علمی که در اواسط هر برجی نوشته میشود محل اداره عجالتاً منزل شخصی محله مسجد حکیم مدیر میرزا عباس خان دهکردی شیدا کار های اداری با آقای مومن زاده وجه اشتراک سی قران مطبعه فرهنگ» 
مرحوم شیدا مدتی به بیماری صداع دچار شده است چناچه خود گفته : 
چند سالی ماند چو بیکار از درد صداع                   رفتش از کف آنچه او را در خور بازار بود
 در این مدت انجمن دانشکده را ادیب فرهمند به اجازه شیدا سر و سامانی می هد و مجدداً آن را راه اندازی می کند اما این دوره هم به دلیل درگذشت ادیب کوتاه است. پس از درگذشت ادیب شیدا با عزمی راسخ انجمن را مجدداً دائر کرده و به همراه شیوا دستمایه ای از این انجمن را در 8 شماره در چاپخانه دانشکده منتشر میسازد.

 دیگر فعالیت های فرهنگی ـ ادبی شیدا
 از دیگر فعالیت های شیدا میتوان به همکاری با مجله جهاد اکبر و نقش به سزای او در انتشار مجله بلدیه اصفهان که به کوشش حسین خان جلالی و محمدعلی مکرم اشاره کرد. شیدا به جز استادی در غزل و نثر دستی هم در تصنیف سازی داشت و تصنیف «در فکر تو بودم ...» از آثار اوست که علی اکبر خان شیدا بر روی آن آهنگ گذارده است. 

درگذشت
 سرانجام شیدا ، شاعر نامدار و توانای اصفهان که به راستی پاسدار ادب این شهر بود دوشنبه 23 اسفند 1328 در سن 67 سالگی بدرود حیات گفت. غزل زیر نمونه شعر شیدا است که در سال1311 در مجله ارمغان در بین آثار تمام گویندگان ایران رتبه اول شناخته شد . ملک الشعرا بهار در نامه ای این غزل زیبا را ستوده است. 

گر در برخم بندی کز کوی تو بر خیزم                   کوبم سر و بر این در چون حلقه در آویزم
آب مژه بر دامن ، خاک قدمت بر سر                      دور از تو به روز و شب ، میریزم و میبیزم
چون شمع به ناکامی میسوزم و میسازم                    وز دیده سرشک غم ، میرلزم و میریزم
مهر تو در آب افکند ، آیین خردمندی                      عشق تو بزد آتش ، در جامه پرهیزم
بی طره لیلی وش ، سرگشته چون مجنونم                 بی شهد لب شیرین پر شور چو پرویزم
نی در طلب نامم نه در پی رسوایی                         چون دود از این آتش صد مرحله بگریزم
گفتم که دل پاکت باشد ز گل رحمت                        آوخ که به سنگ آمد تیر نظر تیزم
ای غم ز میان برخیز ، ای نارهوس بنشین                تا من به کناری خوش بنشینم و بر خیزم
تا تار سر زلفت یکبار به چنگ آرم                         آشوب دو صد چنگیز از شهر برانگیزم
رفتی و من شیدا تا چند چو گرد از پی                      در وادی نومیدی با خاک ره آمیزم

از : http://abbas-sheyda.blogfa.com/

خرید و فروش اجناس دست دوم - اتومبیل و خودروی دست دوم، ماشین دست دوم، کتاب دست دوم، و لوازم منزل دست دوم

خبرهای ایرانیان خارج از کشور - مشاغل ایرانیان خارج
« آگهی ها »
خدمات تحصیلی میر
خدمات تحصیلی - پذیرش دانشجویی و اطلاعات مفید برای دانشجویان ایرانی در مالزی
NazIran.com
وبگاه سرگرمی - کلیپ روز، آهنگ و ترانه های ایرانی، لطیفه، طالع بینی و غیره