نام: تقى مدرسى نام و نام خانوادگی : تقی مدرسی 
تاریخ تولد : ۱۳۱۱ 
درگذشت : ۱۳۷۶
محل تولد : تهران



......................................
تقی مدرسی رمان نویس و روانپزشک ایرانی در ۱۷ مهر ۱۳۱۱ در شهر تهران زاده شد .
وی در سال ۱۳۳۸ به ایالت متحده رفت و در سال ۱۳۴۳ با آن تیلر رمان نویس آمریکایی ازدواج نمود .
وی در ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۷۶ در شهر بالتیمور در ایالت مریلند در سن ۶۵ سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت.

مدرسی در ایران مجله " صدف " را منتشر می‌کرد. 



...................................... 
کتاب‌شناسی :
* یکیلا و تنهایی او (۱۳۳۳)
* شریفجان شریفجان (۱۳۴۴)
* کتاب آدمهای غایب (۱۳۶۸)
* آداب زیارت 



......................................
نگاهى به جهان داستانى تقى مدرسى :
تقى مدرسى (۱۳۷۶- ۱۳۱۱) كار نویسندگى اش را در دهه سى با انتشار رمان یكلیا و تنهایى او (۱۳۳۴) آغاز كرد. داستانى كه هر چند اولین تجربه نویسنده بود اما او را به عنوان چهره اى شاخص در ادبیات آن سال ها معرفى كرد . پس از آن مدرسى به قصد ادامه تحصیل به آمریكا رفت، با آن تایلر نویسنده و زبان شناس آمریكایى ازدواج كرد و براى همیشه در آمریكا ساكن شد. در دهه چهل (۱۳۴۴) رمان شریفجان شریفجان را نوشت. در سال ۱۳۶۴ رمانى به زبان انگلیسى و با عنوان كتاب آدم هاى غایب نوشت كه در سال ۱۳۶۸ به زبان فارسى منتشر شد. آخرین رمان تقى مدرسى با نام آداب زیارت در سال ۱۳۶۸ در ایران چاپ شد.


با یك مقدمه آغاز مى كنم. مقدمه اى در اثبات این ادعا كه روند داستان نویسى تقى مدرسى شامل دو دوره متفاوت است و مهاجرت تقى مدرسى نیز معیار و مرز جداكننده این دو دوره از یكدیگر است. 
تقى مدرسى به سال ۱۳۳۴ اولین اثر خود را منتشر مى كند، رمانى با عنوان یكلیا و تنهایى او كه با نوعى نگاه اسطوره وار و برداشتى از داستان هاى عهد عتیق، زبانى توصیفى، محكم و زیبا و نیز روایتى منظم و منسجم نوشته شده است. نویسنده در همان ابتداى نویسندگى اش با یك نقطه اوج مواجه مى شود. نقطه اوجى كه نه تنها نام او را در ادبیات سال هاى دهه سى بلكه در كل تاریخ صد ساله داستان نویسى ایران تا به امروز تثبیت مى كند. زمان دقیقاً سال هاى دهه سى است. دهه اى كه در همان ابتداى كار كودتاى ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ را در خود مرور مى كند اتفاقى كه همچنان قلم برخى نویسندگان را با خود درگیر مى كند (دكتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد) در همین دهه است كه نویسندگانى نظیر بهرام صادقى و غلامحسین ساعدى كارشان را آغاز مى كنند. گلشیرى نیز از همین سال ها (۱۳۳۷) آغاز مى كند. مسلماً نمى توان تاثیر این سال ها (دهه سى) را در شكل گیرى قلم و نگاه این نویسندگان انكار كرد. قمقمه در نوشته هاى غلامحسین ساعدى، بهرام صادقى و هوشنگ گلشیرى نگاه نقادانه نویسنده نسبت به جامعه و آنچه كه در اطرافش مى گذرد به وضوح مشاهده مى شود. 
اغلب نوشته ها یا طنزهاى تلخ و گزنده و نیشدار هستند یا نگاهى وهم آلود و جادویى را نسبت به جامعه تصویر مى كنند و یا این كه چالش میان روشنفكران و مردم را باعث مى شوند. در هر سه حالت رابطه و حركت همپا و تنگاتنگ نویسنده و اجتماع نمایان است. بهرام صادقى با آن طنز گزنده اش اغلب داستان هایش را (سنگر و قمقمه هاى خالى) تا سال ۱۳۴۰ مى نویسد غلامحسین ساعدى هم شب نشینى باشكوه را در كارنامه اش دارد. گلشیرى هم در همین سال هاى ۱۳۴۲- ۱۳۴۱ به زندان مى رود (مسلماً این زندان رفتن ها نشان دهنده فعالیت هوشنگ گلشیرى است و ریشه در سال هاى پیش از این دارد) پس حدسى كه زده مى شود این است كه جامعه دهه سى ذاتاً یك موضوع بالقوه است براى روشنفكران آن زمان تا به آن بپردازند و آن را بنویسند.
تقى مدرسى یكلیا و تنهایى او را در سال ۱۳۳۴ (یعنى دو سال پس از كودتاى ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲) مى نویسد، اثرى كه كلیتى جهان- انسان شناختى را فارغ از هرگونه نگاه جامعه شناختى در قالب موضوعى بر مبناى اسطوره هاى كتاب مقدس (عهد عتیق) روایت مى كند، آن هم در سال هایى كه جامعه ایران همواره در حال تغییر و تحول بوده است و مى توانست موضوع ها و مضمون هاى متعدد و متنوعى را به هنرمند و روشنفكر زمانه اش پیشنهاد كند. با همه این احوال تقى مدرسى به دور از تمام این اتفاق ها و جدال ها یكلیا و تنهایى او را مى نویسد. مسلماً مقصود ایراد گرفتن از مدرسى نیست كه مثلاً چرا به جامعه و مشكلات زمانه اش نپرداخته است یا این كه چرا در یكلیا و تنهایى او ، نویسنده تعهد اجتماعى ندارد. هدف تنها نگاهى شاید ریشه شناختى و جریان شناختى به روند داستان نویسى و اصلاً بررسى مسیر و شیوه شكل گیرى نگاه نویسنده به مقوله داستان (چه در فرم و چه در محتوا) در دوران داستان گویى اش است. 
یكلیا و تنهایى او از نظر موضوع محتوا و فرم نشان دهنده جسارت تقى مدرسى است، همان جسارتى كه بورخس هم در آثارش از خود نشان مى دهد. با وجود آن كه آن همه جدال هاى سیاسى و اجتماعى در آمریكاى لاتین وجود دارد (موضوع هایى بالقوه كه ذهن نویسندگانى نظیر كارلوس فوئنتس، ماریوبارگاس یوسا و حتى ماركز را با خود درگیر مى كند) به اسطوره ها پناه مى برد و از دشنه ها و هزارتوها مى نویسد. مدرسى هم در حالى كه در جامعه دهه سى با آن همه فراز و فرود حضور دارد جسارتى از خود نشان مى دهد كه نام او را براى همیشه در ادبیات ایران تثبیت مى كند (در مورد جسارت تقى مدرسى در قسمت هاى بعدى مطلب بیشتر شرح مى دهم).


بهتر است سال هاى دهه پنجاه را در نظر بگیریم؛ انقلاب ۱۳۵۷ در حال اتفاق افتادن است. زمانى كه انقلاب شكل مى گیرد و جامعه تحولى را در خود تجربه مى كند رضا براهنى رمان رازهاى سرزمین من را مى نویسد، بزرگ علوى داستان موریانه را منتشر مى كند و اصلاً ناخودآگاه و قلم اغلب قلم به دست ها و هنرمندان به نوعى با انقلاب ۱۳۵۷ درگیر مى شود و هر كدام به شیوه خود به تحلیل آن مى پردازند (این حالت در مورد جنگ تحمیلى هم مشاهده مى شود). حالا فرض بگیرید كه در همین سال ها نویسنده اى اثرى نظیر یكلیا و تنهایى او را با آن معمارى معناشناختى و موضوع متفاوت (با زمانه) بنویسد. مسلماً این كار نشانه جسارت یك فرد در تقابل با یك جمع است. دوران اول نویسندگى تقى مدرسى را در همین رمان یكلیا و تنهایى او مى دانم البته ناگفته نماند كه نمى دانم اگر تقى مدرسى در حد فاصل سال هاى انتشار یكلیا و مهاجرتش به آمریكا اثر دیگرى مى نوشت به شیوه اولین اثرش آن را پرداخت مى كرد و یا این كه با ساختمان زبانى شیوه روایى و جنسیت موضوعى دوره دوم نویسندگى خود اثر را پیش مى برد؟ در نهایت پس از این كه تقى مدرسى یكلیا و تنهایى او را مى نویسد به آمریكا مى رود و همان طور كه گفته شد براى همیشه در آمریكا اقامت مى كند. بنابراین تقى مدرسى یك نویسنده مهاجر است اما مدرسى در وطنش آغاز به نوشتن كرد. پس مسلماً با فضاى فرهنگى سیاسى و اجتماعى آن سال ها آشنایى دارد و همین آشنایى و ذهنیت او است كه قلم مدرسى را در آفرینش باقى آثارش در دوران مهاجرت و اقامت او در آمریكا با خود درگیر مى كند. یعنى دقیقاً مسیرى متفاوت با آنچه كه در آفرینش یكلیا و تنهایى او در پیش گرفته بود. با توجه به این نكته آیا باید تقى مدرسى را یك نویسنده نوستالژیك به حساب بیاوریم و یا این كه بگوییم او هم گرفتار غم غربت شده است؟ به هر حال هر سه اثر او (شریفجان شریفجان، كتاب آدم هاى غایب و آداب زیارت) پیوند نمایان ترى را با جامعه برقرار مى كنند. تقى مدرسى هم در فرم و هم در محتواى هر سه این آثار به كلى با رمان یكلیا و تنهایى او فاصله مى گیرد و اصلاً ادبیات دیگرى را تجربه مى كند. زبان شیوه روایى معمارى و نظام متن ها و نیز موضوع و محتواى داستان ها همگى در تقابل با اثر اول نویسنده حرف دیگرى را مى زنند. براى همین ترجیح مى دهم تا روند داستان نویسى مدرسى را بر مبناى دو دوره متفاوت تعریف كنم: دوره اول داستان گویى مدرسى تنها شامل یك اثر (یكلیا و تنهایى او ۱۳۳۴) و دوره دوم نویسندگى او شامل سه اثر (شریفجان شریفجان ،۱۳۴۴ كتاب آدم هاى غایب ۱۳۶۴ و آداب زیارت ۱۳۶۸) مى شود.
الف- نگاهى به دوره اول داستان نویسى تقى مدرسى
یكلیا و تنهایى او ماجرایى است كه در یك شب اتفاق مى افتد. دخترى از نسل پادشاهان اسرائیل به نام یكلیا به واسطه عشقى به چوپان پدرش پیراهن دریده شده و از اسرائیل طرد مى شود. یكلیا در كنار رودى دراز مى كشد، پیرمردى از راه مى رسد. با ورود پیرمرد بدنه اصلى داستان آغاز مى شود. پیرمرد كه همان ابلیس است با یكلیا صحبت آغاز مى كند و از رنج او مى پرسد. این صحبت یك شب طول مى كشد. با طلوع خورشید شیطان یكلیا را به حال خودش مى گذارد و او را ترك مى كند، همان طور كه مشخص است داستان برداشتى از اسطوره هاى كتاب مقدس است. علاوه بر موضوع، فرم و ریخت داستان نیز این مسئله را تایید مى كنند. زبان اثر با گزینش واژه هایى خاص نوعى تحكم را در ذهن تداعى مى كند، همان تحكمى كه در بار معنایى واژه هاى كتاب مقدس نیز مشاهده مى شود:
(ناگهان مجلس در سكوتى خشك شد. همه عسابا را نگاه مى كردند و او كه تا آن وقت هنوز به حال خمیده در مقابل پادشاه قرار داشت آهسته سر بلند كرد و بر پاى خود ایستاد و نگاهى به دور میدان انداخت. وقتى كه همه چیز را در حال سكوت و تزلزل دید، دستش را رو به زمین گرفت و گفت: این است آنچه كه روى زمین مى گذرد. عازار بگو تا مار بر ما وارد شود/ (یكلیا و تنهایى او)
(تمامى اوامرى را كه من امروز به شما مى فرمایم حفظ داشته، به جا آورید تا زنده مانده، زیاد شوید و به زمینى كه خداوند براى پدران شما قسم خورده بود داخل شده، در آن تصرف نمایید/ (كتاب مقدس، سفر تثنیه، باب هشتم) در واقع زبانى كه مدرسى براى اثرش در نظر مى گیرد براساس زبان كتاب مقدس الگوبردارى شده است، زبانى كه با توجه به وظیفه اى كه برعهده دارد تحكم و قطعیت را در ذات خود پلمب مى كند. كتاب مقدس، كتابى از آسمان است سرشار از تذكرها، فرمان ها، نهى كردن ها و به یادآوردن ها تا انسان آن را بخواند. بنابراین براى انجام این وظیفه نوعى تحكم را در زبان خود پیش مى گیرد. مدرسى هم با الگوبردارى از این زبان در راستاى روایت داستانى كهن و شكل گرفته بر مبناى قصه هاى كتاب مقدس ناخودآگاه این تحكم را در اثر خود باعث مى شود. روایت اثر نیز قابل توجه است؛ روایتى كه با كمى اغراق مى توانم بگویم هزار و یك شبى است. به این ترتیب كه ابلیس و یكلیا یكدیگر را ملاقات مى كنند. پس از آن كه یكلیا ماجراى عشقش را به ابلیس مى گوید ابلیس سرگذشت پادشاهى را تعریف مى كند از سالیان گذشته كه در همان قصرى زندگى مى كرده است كه پدر یكلیا در آن زندگى و حكومت مى كند. پس مى بینیم كه یك حكایت در دل حكایت دیگر شكل مى گیرد. در حكایت دوم نیز حكایت دیگرى اتفاق مى افتد كه البته در حد یك یا دو صفحه است. گفتم كه روایت یكلیا با كمى اغراق مى تواند شبیه هزارویك شب باشد. به این دلیل كه اگر مدرسى این شیوه را در داستان دنبال مى كرد و همین طور چند حكایت دیگر را هم در دل یكدیگر جاى مى داد هزارویك شبى بودن روایت مدرسى برجستگى نمایان ترى را نشان مى داد. به هر حال مدرسى این حالت را تا سه حكایت ادامه مى دهد. مدرسى براى ارائه یك روایت كهن یك هارمونى خاص را انتخاب مى كند. هارمونى اى كه از نظر روایى، زبانى و نیز مسائلى نظیر زمان و مكان و پرسوناژها نگاهى كهن گرا را بروز مى دهد اما معیار معناشناختى اثر معیار الهى است یعنى آنچه كه در اتفاق ها و داستان اثر حكم مى كند معیارى بر مبناى اصول عهد عتیق است. دستورها و اوامرى كه یهوه بر بشر حكم كرده است معیار و تعیین كننده نهایى در معناى داستان اثر است. اگر یكلیا را پیرهن مى درند بر مبناى معیارهاى عهد عتیق است. از طرف دیگر یكى از مضامین اصلى و شكل دهنده متن بحث گناهكار بودن و بى گناه بودن است. در بدنه اصلى متن یكلیا موجودى گناهكار است اما چوپان هایى كه كنار رودخانه ابانه حضور دارند بى گناه هستند. در حكایت دوم هم به همین ترتیب است. اگر پادشاه زن شیطان صفت را به اسرائیل راه دهد مرتكب گناه مى شود و عذاب الهى بر آنها خواهد آمد. همین تفاوت میان گناهكار بودن و بى گناه بودن عامل طرد شدن یكلیا مى شود. با توجه به این دو مقوله مى توانم نتیجه بگیرم كه آدم هاى رمان یا خوب (بى گناه) هستند و یا چهره اى بد (گناهكار) را به تصویر مى كشند. مخاطب از همین روزنه مرز میان گناهكار و بى گناه را تشخیص مى دهد اما باید توجه كنیم كه تقى مدرسى از جایگاه یك انسان مدرن به این مضمون نگاه مى كند یعنى روزنه دومى هم در متن شكل مى گیرد كه شاید به نقد تحلیلى (یا در واقع تحلیل معناى دوم متن) بینجامد مخاطب به هنگام مطالعه داستان صرفاً با روزنه اول برخورد مى كند. مسائلى از این قبیل كه در داستان چه اتفاقى مى افتد و چرا یكلیا طرد مى شود ذهن مخاطب را با خود درگیر مى كند اما به محض استقرار در روزنه دوم چالشى متفاوت را مشاهده مى كند. چالش را این گونه بررسى مى كنم: شاید این حدس درست باشد كه یكلیا همان آقاى مورسو در بیگانه آلبركامو است. یكلیا یك انسان مطرود است بیگانه اى در جمع كه از جمع طرد مى شود. طرد شدن یكلیا (طرد شدن در متن تقى مدرسى) در عینیت اتفاق مى افتد. آقاى مورسو نیز یك انسان مطرود است. مسلماً او هم یك بیگانه در جمع است شاید تنها به این خاطر كه بر مرگ مادرش نمى گرید یك فرد (نگریستن و گناهكار بودن) در تقابل یك جمع (گریستن و بى گناه بودن) قرار مى گیرد. یكلیا همان آقاى مورسو در بیگانه آلبركامو است با این تفاوت كه یكلیا درد دل مى كند و یا در واقع كسى هست كه توانایى همذات پندارى با یكلیا را دارد و با او صحبت مى كند. در حالى كه آقاى مورسو هرچه بیشتر زندگى مى كند بیشتر منزوى مى شود. براى همذات پندارى با یكلیا چه كسى بهتر از شیطان است؟ ابلیس نماد گناه و طرد شدگى و شكست است، یك اتوپیاى رذل كه او هم مطرود است. براى همین ابلیس از خودش مى گوید. گفت وگویى میان بدى اول (ابلیس) و بدى دیگر (یكلیا) شكل مى گیرد و یك اینهمانى در متن اتفاق مى افتد یك اینهمانى میان ابلیس و یكلیا كه شاید به همین دلیل است كه یكلیا سر بر شانه ابلیس مى گذارد و آغاز به گریستن مى كند. آنچه كه در روزنه اول متن شكل مى گیرد داستان همین اینهمانى است. ابلیس از تاریخ كمك مى گیرد تا براى یكلیا قصه دیگرى از طردشدگى انسان تعریف كند اما از روزنه دوم و نگاه از زاویه اى دیگر نقد جهان _ انسان شناختى تقى مدرسى بهتر مشاهده مى شود (همان چالش دوم). خورشید طلوع مى كند و ابلیس یكلیا را به حال خودش مى گذارد و او را ترك كند. بنابراین یكلیا نیز براى همیشه مطرود باقى مى ماند و بى هیچ تفاوتى (در تقابل با آقاى مورسو) به ناگزیر تا پایان به انزواى خودش ادامه مى دهد. ابلیس تنها یك بهانه است، بهانه اى براى آنكه تقى مدرسى انزواى بشریت را با برش هایى به گذشته و تاریخ مورد مطالعه قرار دهد. انزوا همان مفهومى است كه مدرسى قصد تامل در آن را دارد. در واقع نویسنده ترجیح مى دهد به جاى آنكه به مسائل روز جامعه بپردازد كلیتى فلسفى و جهان _ انسان شناختى را در قالبى اسطوره اى مورد تحلیل قرار دهد، انزوایى كه شاید بعد از ابلیس طرد شدن آدم را باعث مى شود و بعد هم دامن قابیل و یكلیا را مى گیرد. بار دیگر به مقدمه ام برمى گردم. براى پاسخ به این سئوال كه چرا مدرسى این قالب (اسطوره) را براى اثرش انتخاب مى كند و اصلاً چرا به تحلیل مسائل روز جامعه نمى پردازد باز هم تكرار مى كنم كه هم دهه بیست و هم دهه سى بسترى پرجنب و جوش و پرحادثه را در خود پرورش داده اند. دهه بیست انتقال دولت از رضاخان به محمدرضا را در خود دارد. ابتداى دهه سى هم كه كودتاى ۲۸ مرداد است و الى آخر. شرایط سیاسى، اجتماعى و فرهنگى نامساعد بوده است. یكلیا و تنهایى او مى تواند هم نشانه جسارت فردى نویسنده باشد و هم نشانه دیگرى از همین شرایط نامساعد جامعه باشد. نویسنده با نوشتن این رمان به شكلى از جریان هاى ادبى زمانه اش فاصله مى گیرد و به عنوان یك نویسنده مستقل عمل مى كند، همان حالتى كه براى تقى مدرسى پیش مى آید اینكه اصلاً مدرسى در دهه سى نگاهى فرم گرا به مقوله داستان دارد خود داراى ارزشى است. یكلیا و تنهایى او در شیوه روایى خود (البته به غیر از حكایت دوم كه باز هم با دقت بیشترى مى توانیم عدم اغراق و برجسته نمایى این شاخصه ها را در كلیت متن مشاهده كنیم) نه گره افكنى، نه اوج و فرود و نه گره گشایى دارد. اصلاً پتانسیل متن به گونه اى است كه ذات رمان چنین مسائلى را نمى طلبد. آنچه كه در ادبیات زودگذر، عامه پسند، كلیشه اى و یا اصلاً ادبیات آن زمان (چه كلیشه اى و چه خلاقانه) مشاهده مى شود استفاده اغلب نویسنده ها از همین گره گشایى ها و گره افكنى ها و اوج و فرودها است. تقى مدرسى در اولین اثر خود تا حدى با فاصله گرفتن از این مسائل حركتى فرم گرا را از خود بروز مى دهد. در مورد محتواى رمان پیشنهاد كردم تا از دو روزنه به اثر نگاه شود. مدرسى به خوبى هر دو روزنه را در رمان تعریف مى كند. روزنه اول آنچه كه مخاطب را در وهله اول با داستان درگیر مى كند و روزنه دوم نگاه فلسفى و نقادانه مدرسى به مفهومى كلى (انزوا و طردشدگى انسان) است. مى بینیم كه تقى مدرسى هم در فرم و هم در محتوا نسبت به زمانه اش شیوه اى كاملاً متفاوت را نمایش مى دهد و ظاهراً به نظر مى رسد كه مدرسى در نوشتن این اثر به نوعى تعهد اجتماعى را كنار مى گذارد و نوعى فلسفه شخصى را پیشقدم كرده و به مخاطب پیشنهاد مى كند. پس تقى مدرسى در نوشتن یكلیا و تنهایى او به نوعى حركتى ضدجریان انجام مى دهد و به همین دلیل مى توانیم بگوییم كه جسارت به خرج داده است. در تقابل با این سئوال كه چرا مدرسى چنین قالبى را براى بیان روایتش انتخاب مى كند پاسخ دیگرى هم هست. در كتاب پایه گذاران نثر جدید فارسى نوشته حسن كامشاد آمده است كه در این سال ها فضاى حاكم بر روشنفكران و نویسندگان به گونه اى است كه آنها براى جلوگیرى از سانسور و یا توقیف آثارشان یا به ترجمه كردن روى مى آورند و یا ترجیح مى دهند تا مسائل را به گونه اى دیگر مطرح كنند (قالب اسطوره وار تقى مدرسى و نیز موضوع فلسفى و جهان شناختى اثر مى تواند بر مبناى همین گونه دیگر شكل گرفته باشد). در صد سال داستان نویسى اثر حسن میرعابدینى نیز اینگونه آمده است: (اسطوره پردازان سرخورده از وضع موجود بهشت گمشده خویش را در جهان اسطوره ها مى جویند، انسان را تابع قوانین ابدى طبیعت و مستقل از تاریخ مى نمایانند و با تكیه بر خصلت هاى مشترك هر دوره تفاوت هاى تاریخى را نادیده مى گیرند و از قوانین بشر به طور كلى سخن مى گویند. نویسندگان اسطوره پرداز با پرداختن به مسائل ابدى بشر _ مثل انزوا، گناه، عشق، اضطراب و مرگ _ قصد دستیابى به كلیتى فلسفى و ادبى را دارند. ادبیات شعارى و سیاست زده جاى به ادبیاتى مى دهد كه به ارزش هاى جاودانه بشرى مى پردازد. اشتیاق براى درك ارزش هاى معنوى به ترسیم دنیایى فراسوى این جهان مى انجامد و تجربه هاى رازآمیزى چون ملاقات با شیطان به صحنه آشنایى در ادبیات اسطوره اى بدل مى شود... پرداختن نسل پس از كودتا به وضعیت هاى محدودكننده اى چون جنگ، رنج، گناه و مرگ حاكى از آن است كه فرد یا اجتماع یك بحران وجودى بنیادین را تجربه مى كند. در چنین لحظاتى كل جامعه زیر سئوال مى رود زیرا فقط هنگامى كه جامعه اى با ویرانى از خارج یا داخل تهدید شود ناگزیر از بازگشت به ریشه ها و سرچشمه هاى خویش مى گردد.)
بنابراین اگر بخواهیم دلیل آفریده شدن یكلیا و تنهایى او را آن هم با این قالب و شیوه در فردیت تقى مدرسى مورد بررسى قرار دهیم شاید مسئله به جسارت آگاهانه نویسنده در تقابل با جو حاكم بر داستان نویسى زمانه اش بازگردد. در عین حال اگر بخواهیم مسئله را به جامعه و تاثیر محیط برفرد جست وجو كنیم مسلماً آنچه كه كامشاد و میرعابدینى بیان مى كنند بهترین پاسخ به این مسئله است. 





منابع : 
ویکی پدیا
شورای گسترش زبان و ادب فارسی

خرید و فروش اجناس دست دوم - اتومبیل و خودروی دست دوم، ماشین دست دوم، کتاب دست دوم، و لوازم منزل دست دوم

خبرهای ایرانیان خارج از کشور - مشاغل ایرانیان خارج
« آگهی ها »
خدمات تحصیلی میر
خدمات تحصیلی - پذیرش دانشجویی و اطلاعات مفید برای دانشجویان ایرانی در مالزی
NazIran.com
وبگاه سرگرمی - کلیپ روز، آهنگ و ترانه های ایرانی، لطیفه، طالع بینی و غیره